✅ انتشار اطلاعیه سازمان سنجش درخصوص مصاحبه‌های دکتری ۹۷

جزئیات زمان‌بندی و مدارک لازم جهت حضور معرفی‌شدگان در مصاحبه‌های دکتری ۹۷ دانشگاه‌های سراسری اعلام شد.

 

ادامه نوشته

✅ اعلام نتایج دعوت به مصاحبه دکتری ۹۷ سراسری

نتایج انتخاب رشته داوطلبان آزمون دکتری ۱۳۹۷ سراسری از سوی سازمان سنجش آموزش کشور منتشر شد.

مشاهده نتایج:

http://srv4.sanjesh.org/p_krn/index.php/krn_doctor_ent97/doc_second_res97/krn/

 

 

امروز...

امروز با آگاهی وهوشیاری تمام درراه رسیدن به اهدافم گام‌هایی آهسته برمی‌دارم وایمان دارم هرقدم کوچک امروز من یک شاهراه برای ورود به فرداهای طلایی زندگی است.
خداونداسپاس‌گزارم.

کتابها.....

مراقب کتابها و آنچه
درون شان است باشید!
کلمات می توانند شما را
به تمامی عوض کنند.

#کازاندرا_کلیر
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋

عمه ام ....

 

۱۸ سالم بود که عمه ام متوجه شد شوهرش با یک زن دیگه رابطه داره آبروریزی به پا کرد بعد فهمید فقط رابطه نیست زنک را عقد هم کرده و حامله است. مدتی دعوا و جار و جنجال کرد. ۲۰ سالم که بود از هم جدا شدند. عمه ام ۵۶ ساله بود در آستانه بازنشستگی با سه بچه نوجوان و جوان.
‏۲۲ سالم بود که عمه ام بعد از بازنشستگی کلاس نقاشی ثبت نام کرد. نقاشی های که می کشید در حد بچه های دبستانی بود. در نظرم یک آدم داغون و شکست خورده بود به قول فرنگی ها یک لوزر به تمام معنا که حالا سر پیری یادش اومده بود با یک مشت بچه کم سن و سال همشاگردی بشه و نقاشی یاد بگیره
‏پدرم در نظرم قهرمان بود. یکسال اختلاف سنی داشتند. همه چیز زندگی پدرم مرتب و منظم بود. بچه هاش درس خون بودند. کار و بارش منظم بود و کار و زندگی مرتبی داشت و کم کم آماده میشد برای بازنشستگی و استراحت.
‏در مقابل عمه ام همه چیز زندگیش روی هوا بود و حالا تازه رفته بود نقاشی یاد بگیره
‏ده سال از اون زمان گذشت. ۳۲ ساله بودم. درسم تمام شده بود در شرکتی کار می کردم و داشتم زندگیم را کم کم می ساختم. اتفاقی با خواهرم تلفنی حرف می زدم گفت الان گالری هستیم رفتیم خونه بهت زنگ می زنیم. پرسیدم گالری چی؟ گفت نقاشی های عمه دیگه!
‏عمه؟ نقاشی؟
‏گفت آره دیگه الان خیلی وقته اینکار رو می کنه. نقاشی هاش رو می فروشه یکی دو جا هم تدریس می کنه. خیلی معروف شده.
‏داشتم شاخ در می آوردم.
‏حالا بعد از چند سال که نگاه می کنم می بینم آدم لوزر من بودم که چنین دیدگاهی به زندگی داشتم و فکر می کردم از یه جای به بعد پیر هستی و نمیشه چیز جدید یاد گرفت و زندگی را تغییر داد و بعضی کارها را باید از بچگی شروع کرد و گرنه دیگه خیلی دیره.
‏عمه ام را که مقایسه می کنم با پدرم می بینم عمه ام بعد از بازنشستگی زندگی جدید برای خودش شروع کرد و آدم متفاوتی شد. پدرم یاد گرفت چطور با کامپیوتر ورق بازی کنه و سرخودش را با ورق بازی کردن و شکستن رکوردهای پیاپی خودش گرم کنه که چیز بدی هم نیست و قابل مقایسه با کار عمه ام نیست.
‏عمه ام تبدیل شده به الگوی خانواده. دو تا از خواهر هام بعد از لیسانس رشته هاشون رو عوض کردند و رفتند سراغ چیزی که دوست داشتند. یکی شون کامپیوتر را ول کرد رفت مترجمی زبان یاد گرفت که کتاب ترجمه کنه. دومی علوم سیاسی را ول کرد رفت سراغ معماری که ازبچگی بهش علاقه داشت.
‏می خوام بگم زندگی مثل بازی والیبال می مونه مثل فوتبال نیست که اگر نیمه اول خیلی عقب باشید نیمه دوم کار خیلی سختی برای جبران دارید. مثل والیبال می مونه. هر ست که تمام میشه شروع ست جدید یک موقعیت تازه است و همه چیز از اول شروع میشه. مهم نیست تا حالا جلو بودی یا عقب. یه مسابقه جدیده

روزه داری....

شرم میکنم
با ترازوی کودک #گرسنه
کنار خیابان سیری ام را وزن کنم!

ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم

از اذان صبح تا غروب آفتاب
فقرا را سیر کنیم

نه اینکه گرسنگی و تشنگی کشیده
تا فقط رنج آنهارا درک نماییم !

آری هزاران بار افسوس
که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین؛

روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد
زیرا به افطار اطمینان دارند

#حسین_پناهی

خاطره ای از دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی در خاطرات خود نوشته است؛

به دوستی گفتم: چرا ديگر خروس‌تان نميخواند؟!

گفت: همسايه‌ها شاكی بودند كه صبح‌ها ما را از خواب خوش بيدار می‌كند، ما هم سرش را بُريديم.

آنجا بود كه فهميدم هر كس مردم را بيدار كند سرش را خواهند بُريد.

در دنیایی كه همه از مرغ تعريف می‌كنند نامی ازخروس نيست، زيرا همه به‌فكر سير شدن هستند، نه بفكر بيدار شدن...!

پادشاه و درویش

پادشاهی درویشی را به زندان انداخت
نیمه شب خواب دید که بی گناه است
پس او را آزاد کرد
پادشاه گفت حاجتی بخواه
درویش گفت :
وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار می کند ، تا مرا از بند آزاد کنی ، نامردی است که از دیگری حاجت بطلبم

ثروتمند و فقیر

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیر داد.فقیر لبحندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت .
همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا و قشنگ درسبد گذاشت و بازگردانید.
ثروتمند شگفت زده شد و گفت :
چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود ، پر از گل زیبا کرده و نزدم آورده ای ؟!
فقیر گفت : هر کس آنچه در دل دارد می بخشد !

کاغذ.....

دکتر #الهی_قمشه‌ای:
دعواکن، ولی با کاغذت،
اگر از کسی ناراحتی یک کاغذ بردار و یک مداد هرچه خواستی به او بگویی،
روی کاغذ بنویس خواستی هم داد بکشی؛ تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را.
آرام که شدی، برگرد و کاغذت را نگاه کن، آنوقت خودت قضاوت کن.
حالا می‌توانی تمام خشم نوشته‌هایت را با پاک کن عزیزت پاک کنی.
دلی هم نشکانده‌ای، وجدانت را نیازرده‌ای... خرجش همان مداد و پاک کن بود، نه بغض و پشیمانی.
گاهی می‌توان از کوره خشم پخته تر بیرون آمد...

مهرورزان زمانهای کهن.....

مهرورزان زمانهای کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که تویی
بر نیاید دگر آواز از من
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هر چه میل دل دوست
بپذیریم به جان
هر چیز جز میل دل او
بسپاریم به باد

آه
باز این دل سرگشته من
یاد ‌آن قصه شیرین افتاد
بیستون بود و تمنای دو دوست
آزمون بود و تماشای دو عشق
در زمانی که چو کبک
خنده می زد شیرین
تیشه می زد فرهاد
نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس
نه توان کرد ز بیدردی شیرین فریاد
کار شیرین به جهان شور برانگیختن است
عشق در جان کسی ریختن است
کار فرهاد برآوردن میل دل دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه در آویختن است
رمز شیرینی این قصه کجاست
که نه تنها شیرین
بی نهایت زیباست

آن که آموخت به ما درس محبت می خواست
جان چراغان کنی از عشق کسی
به امیدش ببری رنج بسی
تب و تابی بودت هر نفسی
به وصالی برسی یا نرسی
سینه بی عشق مباد

#فریدون_مشیری

کلاغ و روباه..

ﮐﻼﻏﯽ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺭﺧﺖ
ﭘﯿﺘﺰﺍ ﻣﯿﺰﺩ
ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮔﻔﺖ : ﭺ ﺳﺮﯼ ﭺ ﺩﻣﯽ ﻋﺠﺐ ﺗﯿﺮﯾﭗ ﺧﻔﻨﯽ ﺁﻭﺍﺯ
ﺑﺨﻮﺍﻥ ﻓﯿﺾ ﺑﺒﺮﻡ؟
.

.
.
.
.
ﮐﻼﻍ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻞ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : نامرد ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﭘﻨﯿﺮﻭ
ﺑﺮﺩﯼ ﺳﻮﻡ ﺑﻮﺩﻡ
...ﺍﻻﻥ ﻟﯿﺴﺎﻧﺴﻢ ...
ﺭﻭﺑﺎﻩ
ﮔﻔﺖ ﻫﻤﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﭘﺮﺍﺕ ﺭﯾﺨﺘﻪ؟
ﮐﻼﻍ ﭘﺮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﺍﻓﺘﺎﺩ

 

ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﭘﻨﯿﺮﺗﻮ ﺑﺮﺩﻡ؛ دانشجو بودم
ﺍﻻﻥ استاد دانشگاهم ﺟﻴﮕﺮ

 

رازهای نگفته....

#راز جوان ماندن

1—خوردن جعفری
2—کسانی که زیادچای بخورندپیرمیشوند
3—خوردن فلفل باعث حفظ جوانی میشود
4—خوردن سیرازپیری زودرس جلوگیری میکند
5—قارچ دوران جوانی راافزایش میدهد گوجه طول عمرراافزایش میدهد
6—اب هویج حافظ جوانی است


16 ماده غذایی که شما را جذابتر میکند:
1. زغال اخته؛ ضدتیرگی دندان
2. بذر کتان؛ اکسیر جوانی پوست
3. کلم قرمز؛ ضدچین و چروک پوست
4. کیوی؛ میوه دوستدار لثه
5. برگه زردآلو، نگهبان رنگ پوست
6. مرکبات؛ کپسول ضدپیری
7. آلو؛ ضامن ناخن های سفت و محکم
8. سیر؛ جوان کننده پوست

9. تمشک؛ خداحافظی با ورم صورت
10. آووکادو؛ میوه جوانی
11. غلات کامل؛ پاک کننده پوست
12. سنبل هندی؛ مهارکننده استرس
13. انبه و هویج؛ هدیه هایی برای پوست
14. شیرسویا؛ برای داشتن ناخن های بلند
15. لبنیات کم چرب؛ ناخن هایی که نمی شکند
16. گوجه فرنگی برای درخشان شدن پوست


شربت عسل ومرکبات:تسکین گلودردوآنفولانزا🐝

لیمو عسل : ضد سرماخوردگی🐝
دارچین و عسل : حال خوش🐝
زنجبیل و عسل : ضد معده درد🐝
میخک و عسل : ضد دندان درد🐝

سرکه سیب و عسل : ضد رفلاکس🐝
شیر،پرتقال وعسل : نرم کننده پاشنه پا🐝

عسل و شکر خام : ضد خشکی پوست🐝
عسل و ماست : ضد آکنه و جوش🐝

عسل و آب نارگیل : استحکام عضلات🐝
عسل و لیمو ترش : کاهش وزن🐝
عسل و زردچوبه : زخم های دهانی🐝
عسل و سرکه : شست و شوی سینوسها🐝

عسل و آب پرتقال : ضد اضطراب🐝
عسل و آناناس : ترک سیگار🐝
عسل، برگ بو و کرفس : درد شکمی🐝
عسل و روغن کرچک : قطع سکسکه🐝

دوست...

عارفی راپرسیدند
دوست را چون دوستش داری
نیازش داری؟
یا ڪه چون نیازش داری
دوستش داری ؟
گفت: چون دارمش بی نیازم

تقدیم به دوستان نازنین

 

لینک ختم قرآن کریم

این هم هدیه من واسه کسایی ک میخوان در این ماه مبارک قرآن رو ختم کنن..
ترتیل کل قرآن به صورت جزء به جزء با نوای استاد عبدالباسط

جزء اول 1

http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/01.mp3

 

جزء دوم 2

http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/02.mp3

 

جزء سوم 3

http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/03.mp3

 

جزء چهارم 4

http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/04.mp3

 

جزء پنجم 5
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/05.mp3

 

جزء ششم 6
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/06.mp3

 

جزء هفتم 7
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/07.mp3

 

جزء هشتم 8
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/08.mp3

 

جزء نهم 9
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/09.mp3

 

جزء دهم 10
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/10.mp3

 

جزء یازدهم 11
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/11.mp3

 

جزء دوازدهم 12
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/12.mp3

 

جزء سیزدهم 13
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/13.mp3

 

جزء چهاردهم 14
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/14.mp3

 

جزء پانزدهم 15
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/15.mp3

 

جزء شانزدهم 16
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/16.mp3

 

جزء هفدهم 17
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/17.mp3

 

جزء هجدهم 18
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/18.mp3

 

جزء نوزدهم 19
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/19.mp3

 

جزء بیستم 20
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/20.mp3

 

جزء بیست و یکم 21
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/21.mp3

 

جزء بیست و دوم 22
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/22.mp3

 

جزء بیست و سوم 23
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/23.mp3

 

جزء بیست و چهارم 24
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/24.mp3

 

جزء بیست و پنجم 25
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/25.mp3

 

جزء بیست و ششم 26
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/26.mp3

 

جزء بیست و هفتم 27
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/27.mp3

 

جزء بیست و هشتم 28
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/28.mp3

 

جزء بیست و نهم 29
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/29.mp3

 

جزء سی ام 30
http://www.sibtayn.com/sound/ar/quran/3abdolbasi6/30.mp3

 

 تلاش همه کسانی که به هر نحوی در مسیر قرآن گام بر می دارند، و در خدمت کتاب آسمانی هستند، در درگاه حضرت احدیت مأجور و سبب تقرب باشد انشاء الله خدا به همه ما توفیق استفاده از قرآن را مرحمت فرماید و ما را با قرآن محشور فرماید التماس دعا دارم ازهمگی.

روزه....

🔸در ماه رمضان چند جوان پیرمردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد.
به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟ پیرمرد گفت: چرا روزه‌ام، اما آب و غذا میخورم. جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟

🔹پیرمرد گفت: بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، کسی را آزرده نمیکنم، چشم به مال کسی ندارم و... ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.

🔸بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟ یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمیخوریم!


🔻ماه رمضان بر روزه‌دارن واقعی که چشم و دل و زبان و رفتار و کردارشان در خدمت خلق خداست، مبارک باد

خدایا....


خدایا به من توفیقی ده که فقط یک روز بنده مخلص تو باشم که میدانم حتی ساعتی اینچنین بودن بس دشوار است.

خدایا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتی نیست از دلم بیرون کن یا به من صبری ده که کسانی را که دوستم ندارند دوست نداشته باشم.

خدایا سینه ام را چنان بگشای که دردهای تمام عالم را در آن جای دهم. حتی درد محکوم شدن به گناهان ناکرده ام را.

خدایا به من ذره ای از رحمت بیکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقدیمشان کردم و تحقیر شدم، آنان که دوستشان داشتم و دشمنم شدند و آنان که در حقم ظلم کرده اند را ببخشم.

خداوندا دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال، یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

خدایا می دانم که نادانم به ذره ای از علم بیکرانت دانایم کن.

بارالها زبانم در ستایش تو قاصر است به من زبانی عطا کن تا گوشه ای اندک از رحمت بیکرانت را سپاس گویم.

خداوندا راه گم کرده ام، هدایتم کن.

خدایا قلبم را از تمام کینه ها پاک کن که غیر از تو کسی را بر این کار قدرت نیست.

خدایا شکم را به باور، باورم را به ایمان، و ایمانم را به یقین مبدل فرما.

خدایا به من صبری بده که بر سیلی دشمنان بخندم و با خنجرهای دوستان به رقص آیم.

خدایا شرکم را به یکتاییت، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصیانم را به عزتت، تیرگی دلم را به نورت، بیحرمتیهایم را به قداستت، تنگ دستی و بخلم را به کرمت و ناسپاسی ام را به لطفت ببخش.

خدایا به خیر و شر خود آگاه نیستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خیر من در آنست بر من فرو فرست و هر آنچه شری برای من در آنست از من دور گردان.

خدایا به من بیاموز چگونه هنگامی که دستانم را بسته اند و زبانم را بریده اند بر ظلمی که با چشمانم میبینم صبر کنم.

خدایا به من یقینی ده که جز تو در هستی هیچ چیز نبینم.

خدایا به من دلی ده که جز مهر تو در آن هیچ مهری را راه نباشد.

خدایا به من قلبی ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفریده توست.

خدایا به من زبانی ده که جز بر حمد تو گویا نگردد.

خدایا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خیر من است بر زبانم جاری کن تا از تو تمنایش کنم که خود بسیار نادانم.

خدایا خواسته هایم بسیارند ولی هیچ چیز در قبال آنها ندارم. پس تو از مخزن بی انتهای کرمت آنها را به من عطا کن.

خداوندا با تمام آنچه تو به ما عطا کردی می خوانیم تورا پس دعاهایمان را اجابت فرما

از زن درونت قولی بگیر....

از زن درونت قولی بگیر

که تا جوان است عاشقی کند؛
عاشقِ خودش باشد،
عاشقِ صورتش توی آینه،
عاشق هدف هایش،
عاشقِ سرگرمی هایش باشد
و عاشقِ هر آنچه که او را سوای از یک همسر و مادرِ صرف بودن تعریف می کند.
به او یاد بده اگر زمانی مردی رهایش کرد از درون متلاشی نشود.
به او بفهمان وقتی کودکش مردی و یا زنی شد و از خانه اش کوچ کرد احساس خلأ و بی مصرفی نکند. به او بگو که یک زن در درجه ی اول تنها دختر بازیگوشی ست که قد کشیده و انحناهای بدنش مشخص تر شده، همین و بس.
از او بخواه همان دختری باشد که سرش داغ آرزوهایش بوده. بگذار برای خواسته هایش بجنگد بتازد و پیروز شود.

یک مثالی از هواپیما .....

یک مثالی از هواپیما وجود دارد که بسیار الهام بخش‌ است.

وقتی مهماندارها آموزشهای لازم برای ایمنی پرواز رو ارائه میدهند میگویند:

"به محض تغییر اکسیژن اول ماسک خود را بگذارید سپس ماسک کودکان را"

واضح است اگر اول ماسک خود را نگذارید بیهوش میشوید و کودکتان هم بیهوش خواهد شد.

ما اگر خودمان حس و حال خوبی نداشته باشیم، اگر برای حال خوب خودمان تلاش نکنیم چگونه انتظار داریم بتوانیم روی اطرافیانمان تاثیرگذار باشیم؟!!

حال خوب شما فقط به خود شما و افکار و باورهایشان بستگی دارد.
شاهکار هنری منحصر به فرد خودتان را فقط خود شما می توانید خلق کنید و برای این کار حتما لازم است خودتان را با باورهای سازنده و محکم سرشار کنید.

برای اینکه بتوانیم خانواده ای سالم داشته باشیم و اطرافیانمان هم از ما تاثیر مثبت بگیرند، اول باید حال خودمان راخوب کنیم