پنجمین سمینار تخصصی    نظریه قابلیت اعتماد و کاربردهای آن‌

نظر به اهمیت و فراهم نمودن فرصت مناسب برای گردهمایی به منظور تبادل نظر اعضای هیأت علمی و ارتقای سطح علمی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور و کاربران قابلیت اعتماد در مراکز صنعتی، گروه آمار دانشگاه یزد با همكاري قطب علمی داده‌های ترتیبی و فضایی و انجمن آمار ایران پنجمین سمینار تخصصی

 

نظریه قابلیت اعتماد و کاربردهای آن‌

 

را روزهای چهارشنبه و پنج شنبه 28 و 29 فروردین ماه سال 1398 در محل دانشگاه یزد برگزار می کند.

 

 

راههاي ارتباط با دبيرخانه سمينار

Email: stat@confs.yazd.ac.ir

 

Tel: +98 3538209826

Fax: +98 3538210695

جزئیات ارسال مقاله را در سایت سمینار ملاحظه کنید

http://wosdce.um.ac.ir/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=153

 

سمينار  نظريه مفصل و کاربردهاي آن‌

باسمه تعالی

 به اطلاع پژوهشگران و علاقمندان می‌رساند در ادامه سلسله کارگاه های نظریه مفصل و کاربردهای آن، ‌پنجمین آن به صورت سمینار در روزهای 10و 11 بهمن 1397 به میزبانی گروه آمار دانشگاه فردوسی مشهد و با همكاري قطب علمی داده‌های ترتیبی و فضایی، انجمن آمار ایران و انجمن محاسبات بیمه و مالی ایران برگزار می شود. 

محورهای سمینار: 

1-روشهای ساخت تابع مفصل

2-توابع مفصل و مفاهیم وابستگی

3-مدل سازی با استفاده از تابع مفصل

4-استنباط اماری براساس مفصل

5-کاربردهای مفصل در تحلیل داده های فضایی، قابلیت اعتماد، تحلیل بقا، مهندسی، هواشناسی، هیدرولوژی، پزشکی، کشاورزی، بیمه، اقتصاد و سایر زمینه ها

تاریخ های مهم سمینار:

آخرین مهلت ارسال مقاله: 20/9/97  

اعلام نتایج ارزیابی مقالات: 1/10/97 

آخرین مهلت ثبت نام نهایی: 20/10/97

 

برای جزئیات مربوط به ارسال مقاله به صفحه آن به آدرس زیر مراجعه شود. 

👇👇👇👇👇

 

http://wosdce.um.ac.ir/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=179

 

 

ذهنت را پاک کن...

بسیاری از دردهایی که با آن ها روبرو هستیم ناشی از افکار ماست...

ذهن ت را پاک کن.

 

به پایان فکر نکن!

به پایان فکر نکن!

اندیشیدن به پایان هر چیز،

شیرینی حضورش را تلخ میکند…

 

بگذار پایان تو را غافلگیر کند،

درست مثل آغاز ...

 

 

 

یه پاتو وردار......

اون سال هایی که "روایت فتح" شب‌های جمعه پخش می شد، یه خاطره از یه رزمنده پخش شد که داستان اینجوری بود 

دو تا قایق کنار هم ایستاده بودن که یکی پشت جبهه می رفت یکی سمت عملیاتی بی بازگشت...

راوی می گفت : دو دل بودم؛ یه پام تو این قایق بود یه پام تو اون قایق!

شهید به راوی می گه : یه پا تو بردار

حالا هم یکی باید پیدا بشه تا به بعضی از ما بگه : یه پاتو بردار!

تویی که پیش از ماه رمضون یخچالت رو از گوشت و مرغ پر کردی !! از طرفی به هیچ مرجعی هم اعتقاد نداری !!

ولی روز عید فطر منتظری ببینی مراجع چی تصمیم می گیرن تا بفهمی چند کیلو گندم باید فطریه بدی!

یه پا تو بردار 

تویی که می‌گی اسلام مال ۱۴۰۰ سال پیشه، ولی ارثیه خواهرت رو نصف دادی، یه پاتو بردار!

آهای خانم ! تویی که هم می‌خوای امتیاز زن شرقی رو داشته باشی و مهریه‌ات رو بگیری و هم از مزایای زن غربی بهره مند باشی؛

یه پا تو بردار!

داداشم، نمی تونی یه زن باربی بگیری و اون هر روز برات میزانپلی! کنه و در عین حال بوی قرمه سبزی تو راهروی خونه‌ات بپیچه و بدون اجازه‌ات خرید نره و ... ولی با هم بشینید اندر وصف سکوت سمفونی بتهون صحبت کنید!

یه پاتو بردار!

روشنفکر امروز ! دانشجوی دیروز ! نمی‌تونی برای رسیدن به دوره‌ی تحصیلی بالاتر، جزوه هات رو از هم اتاقیت قایم کنی و الان تو شبکه های اجتماعی اندر وصف خساست ایرانی ها و اوپن بودن خارجی ها فریاد بزنی ! 

تو هم یه پاتو بردار!

استاد گرامی، پژوهشگر ارجمند ! شما هم نمی تونی تابلوی جمله‌ی قلم علما افضل من دما شهدا رو روی دیوار خونه‌ی چهارصد متریت بکوبی، در حالی که افزایش حقوق استاد تمومیت، از مقالات دانشجوآت بدست اومده، 

با عرض پوزش شما هم یه پاتو بردار!

نماینده‌‌ی عزیز ! تویی که پول تبلیغات میلیاردیتو "هِبِه" گرفتی؛ 

شما نمی‌تونی بعدا رانت ندی و عضو کمیته حقیقت یاب اختلاس باشی ! 

اگه بهت بر نمی‌خوره 

شما هم یه پاتو بردار    

آدم هایی که می‌خوان تو هر دو تا قایق باشن، کارشون مثل راننده خودرویی می مونه که هم راهنما به چپ می زنه هم به راست ! و پشت سریه حتما می‌فهمه حال راننده خوب نیست!

ما خیلی وقتا حالمون خوب نیست!

برای خودمون بهتره که

یه پامونو ورداریم.

سخت ترین نقش...

همیشه سخت ترین نقش،

به بهترین بازیگر داده میشود...

 

شاکی نباش،

شاید تو بهترین بازیگر خدایی...!

 

 

 

اینکه ...

اینکه دیگران ما را آدم حساب نکنند یک چیز است،

اما اینکه ما خودمان را آدم حساب نکنیم، یک چیز دیگر است!

📖 کلیدر

✍🏻 محمود دولت آبادی

بیشتر از سنتون...

بیشتر از سنتون بفهمین؛ 

اما جلوتر از سنتون زندگی نکنید...

یه روز حسرت کودکی، 

نوجوانی و جوانیِ زندگی‌ِ 

نکرده‌تون رو می‌خورید...

دزدی انرژی چیست؟

 وقتی کم میاریم کمبود انرژی داریم به جای دریافت انرژی تمیز از غذاها، طبیعت، درختان خورشید، ورزش، تن‌آرامی( مراقبه) و... دست به دزدی انرژی میزنیم و از دیگران انرژی میگیریم .

-راههای دریافت انرژی پاک در مواقعی که کمبود انرژی داریم:

1-خواب

2-غذای سالم و تازه

3-استراحت 

4-تفریح

5- تن‌آرامی یا (مراقبه) (تمرکز )

6- طبیعت نورخورشید گیاهان حیوانات

 

روش درست، گرفتن انرژی از این منابع هست ولی گاهی از دیگران سعی میکنیم کسب انرژی یا دزدی انرژی کنیم.

 

چهار طریق برای دزدی انرژی هست. چهار دسته آدم و رفتار:

 

👇👇👇👇👇

 

ادامه نوشته

قوی بمونید ....

🔰فقط بخاطر اینکه چیزی الان برای شما اتفاق نیوفتاده دلیل نمیشه که هیچ وقت اتفاق نیوفته

🔰قوی بمونید،سرتونو بالا نگه‌دارید و به مسیرتون ادامه بدید

 

به راه بادیه ....

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

 

اگر مراد نیابم به قدر سعی بکوشم

 

انسان ها در مقابل تغيير ٤ گروهند:

 

١- تغيير را مي سازند؛

٢- تغيير را پيش بيني مي كنند؛

٣- با تغيير، تغيير مي كنند؛

٤- در برابر تغيير مقاومت مي كنند؛

 گروه اول كار آفرينان،

 گروه دوم مديران،

 گروه سوم طبقه متوسط،

 گروه چهارم افراد نادان!

زیست شناسی ادبی..

یار من آنکه به دنیا ژنوتیپش یکتاست

فنوتیپ خوش او چون فنوتیپ گل‌هاست

هست در هر نگهش رمز هزاران ژن عشق 

که همه، ترجمه‌ی رشته‌ای از «دی ان آ»ست

-دوش از بهر دلم عشوه چنان سنتز کرد

که فغان از همه‌ژنهای وجودم برخاست

-این یکی کرد جهش وان دگری شد معیوب 

کُدون زندگیَم گشت دچار کم و کاست

-گشت مغلوب مرا هر چه ژن غالب بود 

حالیا! کار منِ سوخته‌دل واویلاست

-کاریوتیپ منِ زار، چنان قاطی کرد 

که گمانم اثرش تا به ابد پابرجاست

-گفتم ای یار مکن، شد ژنوتیپم بر باد 

خنده‌ای کرد و بگفت از فنوتیپت پیداست

-گفتم آخر تو مرا آلل صبری بفرست 

که ز عصیان جهش، بند جنونم برپاست

-ژن امید مرا نوکلئوتیدیست حقیر 

ژن جور تو، ولی نوکلئوتیدش صد تاست

-پلی‌پپتید غمت بس که دراز است ای دوست 

بهر آن جان نبود در دلِ تنگی که مراست

-گفت باید که به راهم هموزیگوت گردی 

هتروزیگوت، تو مباش، ار به دلت الفت ماست

-گفتمش من هموزیگوت نتوانم گشتن 

چون نمانده‌ست مرا یک آتوزوم، سالم و راست

-عاشقی را که چنان سندرم عشق دهند

تو تعجب مکن ار اشک غمش چون دریاست

-حالیا! زین ژنوتیپی که نصیبم گشته

فنوتیپم به میانِ همه، انگشت‌نماست

-من ندانم که چنین سنگدلی، بی انصافی

از کجا آمده و اصل و تبارش ز کجاست

-بهر سلول حیات اینهمه،پپتید بلاست

همه زیر سر یک رشته "ام ار ان آ" ست

-آری! آخر به یکی دام بلا می افتد 

هر که چون مستی ما سر به هواست

....

 

#برگرفته از شعر سپهر طباطبایی

 

غمگین مباش...

یك روز صبح از خواب برمی خیزی

ستاره ها را ازگیسوانت پایین می ریزی

ماه را درون صندوقچه ی اتاقت می گذاری...

 

از چشمانت رد شب را بیرون كن

امروز صبح دیگری ست

به لبهایت گلهای سرخ بزن

گردن بندی از مرواریدهای دریا

ناخن هایت را به رنگ دلم رنگ كن...

 

امروز صبح دیگری ست

مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند

تا باز شب بیاید و

كهكشان راه شیری درون وجودت حلول كند...

 

 

#نزار قبانی

 

 

برای زندگی...

برای زندگی دیوانگی کن!

زیرا که تو انتخاب شده‌ای از رنج‌های خویش مستی بیافرینی!

شگرد انسان چنین است...

#آنیتا

به قلبت رجوع کن.....

به قلبت رجوع کن

اگر حالت خوبست به باورهایت

ایمان بیاور

اگر حالت خوب نیست همچون خانه کلنگی بکوب 

از اول بساز

برای تغییر هیچ وقت دیر نیست...

#آنیتا

عمر....

 

می گویند عمر بعضی پروانه ها فقط یک روز است. اما همان یک روز آن قدر بال بال می زنند و از نعمت زندگی لذت می برند که وقتی از دنیا می روند از زندگی خود ناراضی نیستند!

 

بسیاری از اوقات اگر ما بپذیریم که مثل همون پروانه برای چشم برهم زدنی فرصت زندگی یافته ایم خیلی از کارها و رفتارهایمان عاقلانه تر ومحبت آمیزتر و هیجاناتمان مهارتر و زندگیمان شیرین تر می شود.

 

زندگیتون پر از لحظه های پروانه ای

#آنیتا

زندگی...

زندگی دیکته ای نیست

که آن را به ما خواهند گفت!

 

زندگی انشایی است

که تنها باید خودمان بنگاریم؛

 

زندگی می چرخد...

چه برای آنکه میخندد،

چه برای آنکه میگرید...

 

زندگی دوختن شادی هاست...

زندگانی هنر هم نفسی با غم هاست...

زندگانی هنر هم سفری با رنج است...

زندگانی یافتن روزنه در تاریکی است....

#‌آنیتا

هر روز ما....

هر روز ما تصویری از خود

در این دنیا می سازیم!

و چه خوب است تصاویر ما

زیبا در ذهن دنیا ماندگار شود!

پس بخند و بخندان...

از اعماق دلت بخند!

حتی با چشمهایت بخند

تا دنیا شیفته ی تو شود.

#آنیتا

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین....

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین....

👇👇👇

ادامه نوشته

زندگی....

زندگی"نمایشیست" بی تمرین!

 

 

 

آواز بخوان،اشک بریز، برقص و بخند

با تمام وجود زندگی کن! "قبل از آنکه" پرده‌ها فرودآیند ونمایش بدون تشویق به پایان برسد.

 

خودت....

هميشه همه چی از خودت شروع ميشه

خودت بايد بخوای

 

 

روز پاییزی....

يك سبدمحبت

يك دنياعشق

يك عالم خوشبختى

يك دشت لاله

يك كوه دوستى

يك آسمان ستاره

يك جهان زيبايى

يك دامن نيك نامى

يك عمرسرفرازى

ازخداوندبراتون خواهانم

روزپاییزیتون بخیروپرازبرکت

 

قوانین و کنار بزار.....

قوانین را کنار بگذار، بدی‌ها را ببخش، یک عاشقِ واقعی باش، تا می‌توانی بخند و هیچ وقت از چیزی که بر روی لبانت خنده نشانده پشیمان نشو. 

 

#مارک_تواین

 

قهوه ی سرد.....

جوان تر که بودم،واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم،من اون جا گارسون بودم،رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود،البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت،خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوان بود.صاحب رستوران مرد با انصافی بود،از اون سبیلوهای باحال،خیلی هوای زیردست هاش رو داشت،ما بهش می گفتیم رئیس.

یه روز که می خواستم غذای مشتری ها رو ببرم،رئیس من رو کشید کنار و گفت:میز شماره دو،اون دختر مو بورِ،بدجور دیوونش شدم،هرکاری بخواد واسش می کنم.

گفتم:ببین رئیس،خیلی خوبه ها،ولی فکر نکنم پا بده!

رئیس گفت:اون هر روز با دوست هاش می آد اینجا،می دونی که من خجالتیم،آمارش رو بگیر،جبران می کنم.

چند دقیقه بعد وقتی که غذای اون دخترها رو روی میزشون میذاشتم،شنیدم که داشتن در مورد این حرف میزدن که سبیل چه چیز مزخرفیه،بعد من رو کردم به دختر مو بورِ و گفتم:غذای شما با طراحی مخصوص آقای رئیس سرو شده.

دخترِ هم یه نگاه به رئیس انداخت که دست هاش رو زیر چونه اش زده بود و اون رو دید میزد.

به رئیس گفتم که طرف انگار با سبیل حال نمی کنه،رئیس رو میگی،رفت تو دستشویی و بدون اون سبیل های فابریکش برگشت.

فردای اون روز وقتی باز داشتم غذای دخترها رو روی میز میذاشتم بو بردم که اون ها دانشجوی زبان فرانسه هستن.

رئیس هم بلافاصله دوره فشرده زبان فرانسه ثبت نام کرد و بعدش هم ما منوی رستوران رو فرانسوی کردیم!

اما داستان به همین جا ختم نشد،چون وقتی یه روز رئیس نقاشی 'جیغ' اثر معروف 'ادوارد مونچ' رو تو دست دختر مو بورِ دید،به سرش زد که دیوارهای رستوران رو پر از نقاشی های 'ادوارد مونچ' کنه،رئیس ما از یه سبیلو که فقط بلد بود مرغ سرخ کنه،تبدیل شد به یه دلباخته نقاشی که یه سیگار برگ همیشه گوشه لبش بود.

تا اینکه یه روز من پا پیش گذاشتم و به دخترِ گفتم که مادمازل،رئیس ما بدجور خاطر شما رو می خواد!

دخترِ فقط نگاه کرد و هیچ جوابی نداد.

از اون روز دیگه دختر مو بورِ با دوست هاش به رستوران نیومد و وقتی قضیه رو از دوست هاش جویا شدم،گفتن که اون رژیم گرفته،من هم که فهمیدم جریان از چه قراره،واسه اینکه حال رئیس گرفته نشه،بهش گفتم طرف رژیم گرفته.

رئیس هم منوی رستوران رو عوض کرد و از اون به بعد فقط غذای رژیمی سرو میشد.اوضاع همینطوری ادامه داشت،اما من دیگه درسم تموم شد و از اون شهر رفتم.

وقتی بعد از چند سال به اونجا برگشتم دیدم که جای اون رستوران یه گالری نقاشی دایر کردن و بالاش به فرانسوی نوشتن:

êtes-vous toujours sur l'alimentation?

یعنی، هنوزم رژیم داری؟

 

 

قهوه سرد آقای نویسنده/ روزبه معین

 

 

پرواز یا پرتاب ....

از حکیمی پرسیدند:

چرا از کسی که اذیتت می کند انتقام نمی گیری؟

با خنده جواب داد:

آیا حکیمانه است سگی را که گازت گرفته را گاز بگیری .

 

میان پرواز تا پرتاب تفاوت از زمین تا آسمان است .

پرواز که کنی، 

آنجا میرسی که خودت می خواهی .

 

پرتابت که کنند ، 

آنجا می روی که آنان می خواهند .

 

پس پرواز را بیاموز...!!!

پرنده ای که "پرواز" بلد نیست،

به "قفس" میگوید....

"تقدیر"

 

 

🌎‍ 

گوگل شکست می خورد اما در هم شکسته نمی شود!.....

همه ما فکر می کنیم که گوگل یک شرکت آرمانی است که مهره مار دارد. دست به هر کاري که مي زند غوغا می کند. کارهایش عالی، تصمیماتش عالی، پروژه هایش عالی و صد البته سودآوری اش هم عالی! اين روزها عادت داريم در هر حوزه اي اسم گوگل را ببينيم و موفقيت هاي روز افزون گوگل برايمان عادي شده است. اما واقعیت چیز دیگری است. برای اینکه دیدگاهمان اصلاح شود بهتر است هفت پروژه اي که گوگل شروع کرد و نگرفت! را مرور کنيم.

 

1. در شبکه اجتماعي گوگل زنده [google lively] کاربران براي خود يک آواتار مي ساختند تا بتوانند در محيط سه بعدي با ديگران ارتباط برقرار کنند. در اين محيط مجازي که معماري مختص خودش را داشت افراد مي توانستند با هم دوست شوند و حرف بزنند و به جاهايي که دوست دارند سر بزنند.

 

2. گوگل پاسخ [google answers] پروژه ديگري است که اين روزها رها شده است. اصولا در دنيايي که جواب هر سوالي را با يک جستجوي ساده در گوگل مي توان پيدا کرد مفهوم «پاسخ» با آن چيزي که قبلا بود عوض شده است. اگر چه «ياهو پاسخ» هنوز وجود دارد و به کارش ادامه مي دهد ولي اين به خاطر اين نيست که او دارد واقعا پاسخي را به سوالها ارايه مي کند بلکه به اين دليل است که پاسخهايش عجيب و غريب و سرگرم کننده هستند.

 

3. تبليغات چاپي و راديويي گوگل شکست خورد، از اينترنت پول دربياور نه از بيرون آن! جمله معروفي است که اين روزها شعار اغلب وب سايتها شده: از اينترنت پول در بياور. ولي چند سال قبل گوگل درست برعکس اين شعار حرکت کرد و تصميم گرفت از بيرون از اينترنت پول دربياورد. شايد تحت تاثير فشار روزافزون براي کسب درآمد بيشتر گوگل تصميم گرفت وارد صنعت تبليغات چاپي و راديويي شود. 

 

4. داجبال [dodgeball] شکست خورد ايده پرداز قهر کرد و رفت. داجبال یک اپليکيشن برای شبکه اجتماعي بود که می خواست از گوشي هاي هوشمند استفاده کند تا افراد را به هم وصل کند و مثلا جاهايي که يک نفر مي رود يا رستوران خوبي را که پيدا مي کند با کساني که مي شناسد و در منطقه هستند به اشتراک بگذارد. خب چه بر سر اين ايده آمد؟ براي دو سال پروژه به خوبي پيش رفت تا اين که دنيس کراولي که ايده پرداز اوليه اين طرح بود در سال ۲۰۰۷ از گوگل بيرون آمد و شرکت فوراسکور را تاسيس کرد و اين شرکت که دقيقا همين خدمات را ارايه مي دهد الان بسيار محبوب است. مشکل اين طرح در زمان خودش اين بود که زيادي آينده نگر بود و سخت افزار لازم براي فراگير شدن آن که همان گوشي هاي هوشمند بودند خيلي طول کشيد تا غالب بازار شود. 

 

5. جايکو شکست خورد توييتر قبلا اين ايده را پياده کرده بود. گوگل در سال ۲۰۰۷ يک سايت براي بلاگ هاي بسيار کوچک راه انداخت که جايکو نام داشت ولي تا سال ۲۰۰۹ معلوم شد که اين توييتر است که فاتح دنياي پستهاي کوتاه و سريع است. 

 

6. گوگل نوت بوک [google notebook ] شکست خورد. گوگل نوت بوک در سال ۲۰۰۹ از مجموعه پروژه هاي گوگل کنار گذاشته شد. قرار بود بستری باشد برای حفظ و نگهداری فایل ها و به اشتراک گذاری آن. اما مشتریان رقبا را انتخاب کردند. 

 

7.گوگل ویدئو [google video ] شکست خـورد، مشکل با خريد يوتيوب حل شد! گوگل ويدئو تلاش کرد تا يوتيوب را در هم بشکند و شکست خورد و تنها دليلش اين بود که اين ابزار قبلا وجود داشت و نامش هم يوتيوب بود. بعد از آن البته گوگل يوتيوب را با قيمت ۱.۶۵ ميليون دلار خريد و قال قضيه را کند و آخر سر همه خوشحال و راضي بودند. 

 

ساختن آینده نیازمند یادگیری است.

یادگیری نیازمند تجربه کردن است

تجربه کردن بخشی با پیروزی همراه است و بخشی اش هم شکست. 

وارد هیچ پروژه ای نباید شد که اگر شکست خوردیم، کلیت شرکت زیر سوال برود. پروژه هایی باید انتخاب شوند که اگر نتیجه مطلوب نبود ما از زندگی ساقط نشویم و ورشکسته و درهم شکسته نشویم. همین مساله نیز در امر سرمایه گذاری بسیار مهم است. بسیار دیده ام که افراد خانه خود را می فروشند (تقریبا تمام دارایی خود را) و وارد یک بازار ناشناخته می شوند به این نمی گویند ریسک پذیری به این می گویند بی گدار به آب زدن. این شجاعت نیست نام دیگری دارد. هیچ گاه برای سنجش عمق یک رودخانه با هر دو پا وارد آن نشوید.

 

 

 

 

 

مراحل راه اندازی کسب و کار کوچک از دیدگاه مایکل گربر...

مایکل گربر معتقد است برای راه اندازی کسب و کار کوچک باید این فرآیند هفت مرحله ای را طی کنید:

 

 

1. هدف اصلی خود را در زندگی مشخص کنید. هدف اصلی شما نباید کسب و کارتان باشد، بلکه هدف تان مربوط به خود زندگی باشد.

 

2. هدف استراتژیک خود را تعیین کنید. وقتی کسب و کارتان ساخته شد چه شکلی دارد و چطور کمک می کند شما به هدف بزرگ زندگی خود نزدیک تر شوید.

 

3. استراتژی سازمانی خود را بیابید تا بتوانید ارزیابی و مستندسازی کنید و نقش ها را طوری تعیین کنید که به سمت مجموعه ایده آل خود حرکت کنید.

 

4. استراتژی مدیریت خود را تعیین کنید تا هر کسی که استخدامش کردید بتواند دقیقا مثل شما کارها را انجام دهد.

 

5. استراتژی انسانی خود را تعیین کنید. یعنی تیمی بسازید که کارهای مورد نظر شما را انجام دهند. کسب و کارتان به چه نقش هایی نیاز دارد و چه کسانی می توانند آن نقش ها را بر عهده بگیرند؟

 

6. استراتژی بازاریابی خود را تعیین کنید. نیازهای مشتری را درک کنید و محصولی بسازید که آن نیاز را برآورده کند.

 

7. استراتژی سیستمی خود را برقرار کنید. از جمله سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری برای انجام تعهدات داده شده به مشتریان.

 

کسب و کارتان باید از هدف اصلی شما در زندگی پشتیبانی کند. کسب و کار نباید خود هدف زندگی باشد. به این منظور برای رشد کسب و کارتان باید هفت مرحله بالا را طی کنید.

 

 

 

 

 

از روزهای تکراری استفاده غیرتکراری بکنید

اگر روزها تکراری شده اند، ایراد از روزها نیست. ایراد از من و توست که به تکرار افتاده ايم. 

تصمیم گرفتن....

 

مشکل‌ترین کار تصمیم گرفتن برای اقدام است، باقی صرفا به سرسختی برمی‌گردد

امیلیا ارهارت

خلبان زن امریکایی که برای اولین بار عرض اقیانوس اطلس را در پرواز تک‌نفره طی کرد